Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 1469 تاريخ: 18:59 - 03 بهمن 1386   نسخه چاپي
بزرگ‌ترین پیروز سفر بوش به منطقه کیست؟
عطاءالله مهاجرانی ـ الشرق الاوسط

سخنرانی سیزدهم ژانویه جورج بوش در ابوظبی از دیگران سخنرانی‌های وی در جریان سفر به خاورمیانه مهم‌تر بود. این سخنرانی به مثابه پیامی گویا و اساسی به جهانیان و اهالی منطقه بود. در این یادداشت قصد دارم به بخش پایانی سخنرانی بوش بپردازم.


جورج بوش با اقتباس از سخنان «امین الریحانی» گفت: «در نظر بیشتر جهانیان، هیچ نمادی بزرگ‌تر و با عظمت‌تر از مجسمه آزادی برای آمریکا وجود ندارد. این مجسمه را مردی بنا نهاد که در این بخش از جهان، سفر بسیار کرده بود. او زنی را تجسم می‌کرد که با مشعلی در دست در برابر کانال سوئز ایستاده است. در نهایت این مجسمه در نیویورک نصب شد و الهام‌بخش بسیاری از مهاجران از جمله امین الریحانی شاعر و نویسنده معروف شد. او هنگامی که مشعل این مجسمه را مشاهده کرد از خود سوال کرد که آیا امکان برپایی چنین مجسمه‌ای در سرزمین‌های عربی وجود دارد؟ از خود پرسید: ای آزادی! چه هنگام صورت خود را به طرف شرق می‌گردانی؟».


من مطمئن هستم که بوش هیچ از ریحانی نمی‌داند و اگر نوشته‌های وی را مطالعه کرده باشد، آن را بسیار متفاوت خواهد دید. بوش معتقد است که آمریکا مرکز دموکراسی و آزادی است و به همین دلیل سعی دارد تا درسی آمریکایی به ما بدهد. وزیر خارجه بوش نیز پیش از این گفته بود که «آزادی مهم‌تر از امنیت و استقرار است».


بوش و نظام او در موقعیت ضعیفی قرار دارند. روزنامه‌نگاران آمریکایی می‌گویند که بوش ضعیف است. تحلیلگران آمریکایی در مقالاتی که پس از سفر بوش به نگارش درآوردند گفتند که دیدار بوش از منطقه بسیار دیر و بدون برنامه بود.


در این یادداشت سعی دارم تا بر ابعاد فرهنگی و اجتماعی سفر رییس‌جمهور آمریکا به خاورمیانه بپردازم. در این زمینه به نقل‌ قول وی از ریحانی و تلاش بوش برای ارایه درس دموکراسی و آزادی نیز خواهم پرداخت.


در ابتدا به برخی از نوشته‌های ریحانی که به عربی نیز ترجمه شده، می‌پردازم. ریحانی در کتاب «جاده رویایی: نقدی بر شرق و غرب» می‌نویسد: «همسایه! من با کیفی خالی از پول به آمریکا رفتم و متاسفانه با کیفی پر باز نگشتم بلکه بدون کیف آمدم».


ریحانی، شرق را به مثابه روح و غرب را به عنوان ماده می‌شناسد. او معتقد نیست که ما شرقی‌ها باید مفهوم آزادی واقعی را از غرب بستانیم.


اقبال لاهوری متفکر برجسته پاکستانی نیز به مانند ریحانی در کتاب «مشرق‌ زمینی‌ها: چه باید کرد؟» می‌گوید: «شرقی‌ها در میکده غرب، حتی یک قطره نمی‌نوشند. اگر یک قطره از شراب آنها را بنوشی، سرنوشتی جز مرگ نداری!».


من برهان آشکاری بر این مدعا دارم. این برهان همانطور که همگان می‌دانند، نظام شاه و روابط مستحکم او با آمریکا بود. در سال 1953 سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) دست به کودتایی علیه دولت دکتر مصدق در ایران زد. در فاصله سال‌های 1953 تا 1979، شاه و نظام او زیر پوشش آمریکا بودند. شاه در کتاب خاطرات خود که پس از ترک ایران منتشر کرد، نوشت که هر آنچه آمریکایی‌ها از او خواستند، انجام داد.


انقلاب اسلامی ایران، پاسخ طبیعی ملت ایران به آمریکا بود. به همین دلیل سخنان بوش خطاب به ملت ایران بسیار شگفت‌انگیز می‌نماید. وی خطاب به مردم ایران گفت: «شما توانایی، ثروت فرهنگی و قدرت بسزایی دارید. شما استحقاق این را دارید که زیر پوشش حکومتی زندگی کنید که تمایلات و نظرات شما را محترم شمرده و به شما اجازه دهد تا زندگی بهتری برای خانواده خود فراهم سازید. متاسفانه حکومت کنونی، شما را از این فرصت محروم کرده و امنیت و صلح همسایگان ایران را تهدید می‌کند. من از نظام حاکم بر ایران می‌خواهم تا اراده و خواست شما ملت ایران را محترم شمرده و متوجه مسئولیت‌های خود در قبال شما باشد. روزی فرا خواهد رسید که ایرانی‌‌ها شاهد حکومتی باشند که جانب عدالت و آزادی را گرفته و کشور ایران را در زمره کشورهای آزاد جهان قرار دهد. آن روز، ایالات متحده آمریکا بهترین دوست شما خواهد بود».


دولت محمد مصدق، دولتی ملی و نماد دموکراسی، آزادی و استقلال بود. چه کسی آمال و آرزوهای ملت ایران برای آزادی و دموکراسی را نابود ساخت؟


شایان ذکر است که مادلین آلبرایت وزیر خارجه پیشین آمریکا به نقش منفی و فعال آمریکا در ایران طی سخنرانی معروف خود اعتراف کرده و دخالت سازمان سیا در براندازی دولت محمد مصدق را مورد تایید قرار داد. سقوط دولت مصدق امری بود که باعث سلطه شاه بر ایران تا سال 1979 شد.


سوال اکنون این است که وقتی تجربه‌های تلخ گذشته را به خاطر می‌آوریم، چگونه ممکن است آمریکا را دوست خود بدانیم؟


بوش بر این باور است که آمریکا می‌تواند بهترین دوست ایران باشد ولی این تنها نوعی گمانه‌زنی و خیال است. کشورهای خاورمیانه، بهترین دوستان ایران هستند، مگر در شرایطی که آمریکا مشکلاتی را میان کشورهای منطقه ایجاد کند.


هنگامی که هر دولتی روابط خود با آمریکا را محکم‌تر می‌سازد، مشکلات داخلی آن افزایش می‌یابد. به‌عنوان مثال نگاهی به پاکستان بیاندازید. چه اتفاقی افتاده است؟ گفته می‌شود که آمریکا در صدد ارسال نیروی نظامی به پیشاور در کمک به نیروهای پاکستانی است ولی این موضوع با مخالفت پرویز مشرف روبرو شد. چنین گزینه‌ای نشان می‌دهد که پاکستان با چه فاجعه‌ای روبرو است.


بوش عزیزم! روزنامه‌نگاران آمریکایی، تو را «جوجه اردک زشت» لقب داده‌اند. تحلیلگران انگلیسی مثل «سایمون جنکینز» نیز دیدار تو از منطقه خاورمیانه را بدون برنامه خوانده‌اند. برنده و پیروز بزرگ در این میان تنها یک نفر است. آیا او را می‌شناسی؟


جنکینز می‌گوید: «برنده اصلی محمود احمدی‌نژاد است». ایران در آستانه انتخابات پارلمانی قرار دارد و سخنان تو مانند همیشه فرصتی طلایی را در اختیار محافظه‌کاران ایرانی قرار داد.


گمان می‌کنم مجسمه آزادی بیش از یک قرن است که به شرق می‌نگرد. وقت آن فرا رسیده که اندکی سر خود را به سمت غرب بگرداند.